یه زمانی نمیدونستم دلار چیه ، سکه چیه …
بزرگترین دغدغه ی زندگیم این بود که آدامس میخرم عکسش تکراری نباشه !
انگار پشه ها امسال با سرد شدن هوا کاپشن پوشیدن ، نمیرن !!
یه سال ساعت دوازده شب داشت برف میومد و ما هم خوشحال که فردا تعطیله،
که یهو قطع شد بارون اومد برفا آب شد،
بارونم بند اومد کم مونده بود نصفه شبی خورشید شروع کنه به تابیدن …
یکی نیست به بعضیا بگه انقدر به اون تیپ و قیافت نناز ؛
ما به اون آدامس ۵۰ تومنیا هم میگیم شیـــــــــک …
دیدین بعضیها عادتشونه رو چمن که نشستن همینجوری چمن هارو میکَنن ؟؟؟
اینا علاوه بر سگ و خر و کروکودیل و سوسک درون ، یه بز درون هم دارن …
از ننه باباهای عزیز خواهش میکنم که دیگه تا اطلاع ثانوی با کودکان خود قهر نکنن …
دیگه به قدر کافی خواننده داریم !
زندگی رویاست ، زندگی خاطرهست ، زندگی آرزوئه ، زندگی شادیه ، زندگی … !
یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست ، چرا بهرام نیست ، چرا فرشاد نیست ؟؟؟
اینایی که رژیم سخت میگیرن ، خودشونو تیکه تیکه میکنن و یک عالمه لاغر میشن ؛
بعد ازشون سوال که میکنی “چیکار کردی انقد لاغر شدی ؟” میگن هیچی همینطوری …
اینا همونایی هستن که تو مدرسه خر میزدن میگفتن هیچی نخوندیم
و بعد از ریشه یابی همونایی هستن که دمپایی توالتو خیس میکنن !!!
لذتی که در عفو هست دو برابرش در انتقام هست …
دلنوشته ی یه دختر :
یه شوهرم نداریم که به هوای اون حالا قورمه سبزی که نه حداقل یه نیمرو پختن یاد بگیریم …