به نظر من همون طور که واسه خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی اسم گذاشتن ،
باید برای جو گرفتگی بعضی از دوستانم یه اسمی میذاشتن …
مثلا چسوف !
یه جایی خوندم که باید یه سنگ بندازی تو رابطت تا ببینی چقد عمیقه …
هیچی دیگه منم انداختم …
یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق رابطمون بیشتره !
خدا وکیلی آرزو های من خیلی بی حیان چون هیچ کدوم جامه ی عمل نمی پوشن …
خیلی بی ادبن !
مأمور دهن بنده خدا رو بو میکنه ، میگه عرق خوردی . . . !؟
میگه ، نه به خدا زیاد حرف زدم دهنم عرق کرده . . . !
دکتر به بنده خدا گفت : زنت سکته ناقص کرده !
بنده خدا گفت : مرده شور برده هیچ کاریو کامل انجام نمیده 
اینقد حال میکنم ساعت 10شب ب دوستم بگم عزیزم کار نداری خوابم میاد خیلی خسته ام،
ولی ساعت 2 صبح دوباره بهش اس بدم !
اینقد لجشون درمیاد ولی عجیب حال میده ! 
بهلول هم نشدیم خودمونو ب دیونگی بزنیم بعد یکی ب مشکل بخوره واسش حل کنیم،
بعد همه بگن چه دیونه باهوشی...!
والا قدیما می رفتیم خرید،فروشنده پول خورد نداشت بقیه ی پول رو آدامس یا شکلات میداد،
مامانم دیروز رفته خرید، فروشنده گفته: پول خورد ندارم،یه تاید داده بهش!!
یعنی 1100 تومن شده پول خورد!!
بازم دمشون گرم نویسنده های کره ای اول اسم این سناریوهای تخیلاتشون رو افسانه گذاشتند،
حالا هرشب به مامانم میگم: مادر من افسانه است، جومونگ هم افسانه بود،
کم مونده دیگه بلند شه بره کره!!
این تبلیغ جدید تبرک رو دید، حمید برا زنش تولد گرفته ؟!
شمع کیکش هم یه عدد 6 رقمیه که ساعتهای عمرشه
من هرچی حساب کردم سن زنش بالای 40 درمیاد..!!
خیلی خوب مونده ها ...
بابا یه ذره شعور برای مخاطب درنظر بگیرید بد نیستا...