بچه خواهرم سه سالشه ، شیطونی میکرده مامانش بهش گفته اینقد شیطونی نکن بسه !!
گفته اصن من میخوام تنها زندگی کنم … 

دیشب اومدم خونه میخواستم خودمو لوس کنم و به اصطلاح چـُسى بیام گفتم :
مامان هوا خیلى سرده ، گلوم درد میکنه فک کنم سرما خوردم …
مامانم : هیچ مرگیت نیست ، کمتر قلیون بکش خوب میشى !
داشتم کارت پایان خدمت بابامو میدیدم بهش میگم بابا واقعا قدت ۱۶۰ سانته ؟
میگه بچه مگه تو ۱۶۰ سانت دوره شاه رو میفهمی ؟ 

دیشب ساختمون کناریمون آتیش گرفته بود با بابام سریع لباس پوشیدیم بریم کمک ؛
مامانم یهو داد زد وااااایستید ! دارید میرید آشغالارم بزارید جلو در !!!
بدجور تو فکر فرو رفتیم با بابام … 
داشتیم با بابام تو خیابون میرفتیم دوستشو دید ،
بعد از سلام و احوالپرسی دوستش به من اشاره کرد گفت این پسرتونه ؟
بابام یه سری تکون داد گفت آره دیگه چوب خدا صدا نداره !!! 
امروز داشتم وسایلامو تمیز میکردم ، کارت کلاس زبان ۸ سال پیشم رو پیدا کردم !
بعد به بابام گفتم نگاه کن بعد هشت سال هنوز اینو نگه داشتم !
بابام یه نگا بم کرد گفت پس من چی بگم بعد ۲۲ سال هنوز تورو نگه داشتم !!!؟