یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر...وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب!!!
موسی فریاد زد : عصایم را بیاورید... فرعون وحشت زده پرسید : می خواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟ موسی گفت : پـَـــ نــه پـَـــ می خوام برم خونه. ببخشید دیگه. خیلی زحمت دادم!!!
غضنفر از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. غضنفر می گه: آخی! مریض بودی؟!!!
رفتیم استادیوم همه تماشاگرا دارن شعار میدن دوستم میپرسه: دارن به بازیکنه فحش میدن؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارن اعضای فامیلشو بش یاداوری میکنن تا یادش نره!!!
مامانم چند تا موی سفید لای موهام دید و گفت: ای وای موهات سفید شده؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ چند تا شون شکسته بود گچ گرفتم!!!
به یارو میگن علی یارت میگه ما تیممون تکمیله یار خودتون !!
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، غضنفر تماشا میکرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، غضنفر شاکی میشه، میگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش !!
یه سوال به سوالای شب خواستگاری اضافه شد :
دختر شما روزی چند تا نون می خوره!؟
٣ نفر دیر به قطار میرسن ، دنبال قطار میدون ، ٢تاشون با هر بدبختى سوار میشن
سومى نمیرسه شروع میکنه به خندیدن
میگن: چرا میخندى؟
میگه: آخه اون ٢ تا واسه بدرقه من اومده بودن !!!
~ ~ ~
..._____Π_
\Φ/_______/
|ΓΠ___|_Π_|
مشترک گرامى:
شما بدلیل معرفت زیاد صاحب یک خانه ویلایى درقلب ما شدید